10 اشتباه رایج در نقاشی دیجیتال و چگونگی برطرف نمودن آنها

10 اشتباه رایج در نقاشی دیجیتال و چگونگی برطرف نمودن آنها

نقاشی دیجیتالی هنری کاملا مرموز و پر رمز و راز است.
شما نرم افزار مناسب را دریافت می کنید و همین می تواند شروعی برای نقاشی کشیدنتان باشد.
هر ابزار، حتی قوی ترین ابزارها، در این محیط در دسترس شما قرار دارند.
تمام رنگ ها بدون نیاز به مخلوط کردن آماده ی استفاده هستند.
اگر از نقاشی سنتی به عرصه ی فتوشاپ آمده باشید، این کار برایتان سخت نیست؛
شما فقط نیاز به پیدا کردن ابزارهایی دارید که همانند ابزارهای سنتی یتان عمل کنند.
اما اگر در هر دو نوع هنر مبتدی هستید، شروع نقاشی دیجیتال می تواند برایتان مانند یک کابوس باشد.

فریبندگی فتوشاپ با ظاهر ساده آن کاملا در تضاد است: مجموعه ای از برس ها، تمام رنگ ها ، پاک کن ها، و دستور فرمان در این نرم افزار ارائه شده اند.
شما نقاشی خود را شروع می کنید، و ابزارهای لازم را برای تکمیل آن جست و جو خواهید کرد.
اما ابزارهای بی شماری در این نرم افزار وجود دارد که می تواند شما را گیج کند!
این ابزار یک ابزار جادویی است و جادویی بودن آن به این معنی است که شما اجازه می دهید فتوشاپ برایتان کار رنگ امیزی را انجام دهد.
شما هیچ کنترلی بر این امر ندارید، اما همین هم برای یک مبتندی کافیست.
بنابراین اجازه می دهید این اتفاق بیفتد و تصاویر زیادی خلق می کنید و امیدوار هستید که آنها یک روز به یک شاهکار تبدیل شوند.
با مرکز آموزش های نقاشی دیجتال – تصویرگران پویا اندیش همراه شوید :

حرفه ای ها و مبتدیان

اما بهتر است بدانید هنرمندان حرفه ای دیجیتالی که آنها را تحسین می کنند،
از فتوشاپ استفاده می کنند تا دیدگاه های خود را به مردم نشان دهند، اما این
هنرمندان از آن به عنوان یک ابزار استفاده می کنند، نه یک خالق هنر. پس تفاوت در چیست؟
حرفه ای ها یک اثر را تصور می کنند و برنامه های لازم را برای خلق آن به اجرا در می آورند
مبتدیان برنامه را اجرا می کنند و امیدوارند که برنامه برایشان همه کارهای لازم را انجام دهد.

آیا گزینه دوم برایتان آشنا است؟ اگر چنین است، به مطالعه ی این بخش ادامه دهید
چرا که ما در این مقاله به شما نشان خواهیم داد که چگونه 10 جنبه مختلف کار خود را بهبود ببخشید تا بتوانید به یک هنرمند فتوشاپ واقعی تبدیل شوید.
با این ده راهنمایی ساده شما می توانید اشتباهات رایج خود را درک کرده و از بروز مجدد آنها ممانعت نمایید.

1-اندازه بوم اشتباه است

ترسیم یک تصویر جدید، مانند یک بازی کودکانه است.
به File> New بروید یا اگر حرفه ای تر هستید، از میانبر Control-N استفاده کنید.
به نظر می رسد این کار بسیار ساده اغلب نادیده گرفته می شود.

1.بومتان بیش از حد کوچک است

درست همانطور که همه اجسام از اتم ساخته شده اند، هر نقاشی دیجیتال نیز از پیکسل ها ساخته شده است.
شما احتمالا ازین موضوع باخبرید اما دقیقا چه تعداد پیکسل برای یک نقاشی لازم است؟ 200×200؟ 400×1000؟ 9999×9999؟

یک اشتباه رایج افراد مبتدی این است که از بومی با اندازه ای مشابه با رزولوشن صفحه خود استفاده می کنند.
مشکل این است که شما هرگز نمی دانید چه رزولوشنی را باید در نظر بگیرید.

بیایید فرض کنیم که تصویر شما بر روی صفحه نمایش مانند مثال تصویر 1 نمایش داده می شود.
این بوم دارای اندازه ای است که باعث می شود بدون اسکرول کردن صفحه بتوانید تمام تصویر را مشاهده کنید.
این بزرگترین بومی است که میتوانید با رزولوشن 1024×600 دریافت کنید.
کاربران نمی توانند از بومی با وضوح 1280×720 (2) و 1366×768 (3) شکایت کنند.

اما توجه کنید که چه اتفاقی برای کاربران در هنگام استفاده از رزولوشن های بالاتر مانند – 1920×1080 (4) و 1920×1200 (5). خواهد افتاد.
به تدریج، تصویر فضای کمتر و کمتری را بر روی صفحه نمایش اشغال خواهد کرد.
و تمام ارتفاع مورد نیاز استفاده نخواهد شد.
و این تنها به مقدار “فضای سفید” موجود در اطراف تصویرتان باز نمی گردد.
“وضوح بیشتر” همیشه به معنای “صفحه نمایش بزرگتر” نیست.
گوشی هوشمند شما ممکن است نسبت به لپتاپتان پیکسل های بیشتری بر روی صفحه نمایش جمع و جور خود داشته باشد .

اندازه مشابه، رزولوشنهای متفاوت
اندازه های مختلف، رزولوشن های مشابه

این امر چه مفهومی دارد؟ برای بینندگان ، تصویری که شما ترسیم کرده اید تمام صفحه را پر می کند و لذا می تواند مانند تصویر زیر باشد

اما اندازه ای که برای عکس خود انتخاب می کنید تنها به همین مورد ختم نمی شود.
رزولوشن بزرگتر، پیکسل های بیشتری دارد.

در رزولوشن کمتر، تصویر ممکن است 20 پیکسل داشته باشد، در حالی که در رزولوشنهای
بالاتر ممکن است 20،000 پیکسل وجود داشته باشد! بنابراین شما می توانید جزئیات بسیار دقیقی را در یک منطقه بزرگ تر قرار دهید!

یک ترفند خوب برای تعیین رزولوشن وجود دارد: هنگامی که یک نقاشی کوچک را
با رزولوشن بالا طراحی می کنید، مهم نیست که چقدر درهم و برهم به نظر می رسد،
چرا که این شانس وجود دارد که از فاصله زیاد (یعنی بزرگنمایی) جالب و مناسب به نظر بیاید.

2. بوم بیش از حد بزرگ

آیا این بدان معنی است که شما همیشه باید وضوح بیشتری را برای داشتن آزادی بیشتر در نظر بگیرید؟
از لحاظ تئوری، بله اما در عمل، ضروری نیست، و گاهی اوقات غیرممکن است.
رزولوشن بزرگتر، به معنای پیکسل های بیشتر خواهد بود.

هر چقدر پیکسل های تصویر شما بیشتر باشد، پردازش تصویر برای دستگاه تان سخت تر خواهد بود، به ویژه هنگامی که قلم موها دارای جریان متغیری باشند.
بنابراین شمانیاز به یک کامپیوتر قدرتمند برای استفاده از رزولوشنهای بزرگ دارید.
نکته دوم این است که رزولوشن های بزرگ باعث ایجاد قطعه های بسیار دقیقی در تصویر می شوند.
بر خلاف اعتقاد مبتدیان، لزومی ندارد که تصویر کاملا دقیق باشد.

حتی زمانی که می خواهید یک بخش از واقعیت را نقاشی کنید، می توانید به راحتی
بسیاری از اطلاعات موجود در آن را نادیده بگیرید و از بازتاب آن در عکستان پرهیز نمایید.
هنگامی که از وضوح بیشتری نسبت به آنچه که واقعا ضروری است استفاده می کنید،
ممکن است وسوسه شوید تا برخی از جزئیات را در بخشهای مختلف آن اضافه کنید،
هنگامی که این کار را انجام دادید، سطوح مختلفی از جزئیات وجود خواهد داشت،
اما حقیقتا یک قطعه خاص به چنین جزئیاتی نیاز ندارد.
اگر میخواهید تصویری سریع و خیره کننده داشته باشید، ساعت های متمادی را بر روی
چشم و بینی صرف نکنید، چرا که این کار باعث می شود کل تصویر ناسازگار و ناتمام باقی بماند.

2-شروع با یک پس زمینه سفید

ممکن است به نظر بی اهمیت باشد اما آیا واقعا شروع با یک پس زمینه سفید لذت بخش تر است؟
آیا با استفاده از این پس زمینه همه چیز طبیعی تر به نظر می رسد؟

مشکل این است که در واقع هیچ رنگ “خنثایی” وجود ندارد.
“یک رنگ شفاف” به یک رنگ خنثی نزدیک است، اما رنگ آمیزی آن غیر ممکن می باشد.
هنگامی که دو رنگ با هم استفاده می شوند یک رابطه خاص بین آنها به وجود می آید.

در هنر سنتی ما از پس زمینه سفید استفاده می کنیم، زیرا از لحاظ فنی، استفاده از رنگهای تیره تر در یک پس زمینه سفید آسانتر است.
اما هیچ دلیلی برای این کار در هنر دیجیتال وجود ندارد! در واقع، شما حتی می توانید با
یک پس زمینه مشکی نقاشی خود را شروع کنید ، اما ایده ی بهتر این است که از رنگ سفید در پس زمینه استفاده نمایید.
در عمل، رنگ “خنثایی” که ما می توانیم مورد استفاده قرار دهیم 50٪ خاکستری روشن (# 808080) است.

رنگ پس زمینه، حس شما را نسبت به رنگهای دیگر تغییر می دهد.
در پس زمینه سفید، سایه های تاریک بیش از حد تیره به نظر می ایند، بنابراین شما می توانید آنها را ملایمتر کنید.
اما در پس زمینه مشکی، این سایه ها روشن تر به نظر می رسند.
نتیجه در هر دو مورد کنتراست ضعیفی است که باعث اضافه کرئن برخی از پس زمینه های دیگر به تصویر می شود.
هنرمندان با تجربه می توانند تصویر خود را با هر رنگی شروع کنند و بهترین تصویر را
خلق نمایند، اما برای شما که مبتدی هستید بهترین کار شروع نقاشی با یک رنگ خنثی است.

3-اجتناب از کنتراست قوی

البته، گاهی اوقات تصور شما از سایه روشن ممکن است توسط کیفیت پایین صفحه نمایشتان خراب شود.
اگر از یک لپ تاپ استفاده می کنید، احتمالا متوجه شده اید که وقتی از یک زاویه به تصویرتان نگاه کنید چگونه کنتراست تصویر به هم می خورد.
چگونه می توان به یک کنتراست مناسب دست یافت که از هر زاویه صفحه نمایش خوب به نظر برسد
اگر صفحه نمایش شما دارای کیفیت مطلوبی باشد، پس از تمرکز طولانی بر روی یک عکس ، درک شما از تصویر مختل نخواهد شد.
اگر سایه ها را کمی تغییر دهید، این کنتراست از پنج مرحله قبل بهتر به نظر خواهد رسید.

البته همواره این احتمال وجود دارد که کنتراست یک تصویر از کنتراست تصویر شما
بهتر باشد اما این امر مبین آن نیست که کنتراست تصویر شما مناسب نمی باشد
فتوشاپ ابزاری است که در این وضعیت به شما کمک می کند.
این سطوح در واقع نوعی هیستوگرام هستند؛ که نشان می دهند چه مقدارسایه در هر تصویر وجود دارد.
شما می توانید این پنجره را با رفتن به Image> Adjustments> Levels یا با استفاده از Shortcut Control-L باز کنید.

این بخش چگونه کار می کند؟ نگاهی به چهار نمونه زیر بیندازید:

تقریبا مقدار مساوی از رنگ های سفید، سیاه و تناژ متوسط
تنها تناژ تیره و مشکی
فقط تناژ سفید و ملایم
فقط تناژ سفید و سیاه بدون هیچ تناژ دیگری

هیستوگرام

آیا می توانید این موارد را از طریق هیستوگرام تشخیص دهید؟
شما می توانید سطوح را با کشیدن لغزنده تغییر دهید.
در حالی که این کار مقدار کلی سایه ها را کاهش می دهد، به قرارگیری درست آنها در هیستوگرام کمک می کند.

هیستوگرام به ما نشان می دهد که در تصویر، مقدار زیادی تناژ متوسط وجود دارد،
اما مناطق تاریک و روشن بسیار اندکی به چشم می خورد.
در واقع آنچه که ما میبینیم مهم نیست، بلکه چیزی که کامپیوتر می گوید مهم است!
در حالی که هیچ دستورالعمل کاملی برای سطوح وجود ندارد (همه اینها به روشنایی صحنه شما بستگی دارد)، فقدان مناطق تاریک و روشن، نشانه بدی است.
فقط ببینید که وقتی ما لغزنده را به سمت وسط صفحه حرکت می دهیم چه اتفاقی می افتد!

آیا راهی وجود دارد که با استفاده از آن بتوانیم از همان ابتدا سایه های مناسبی را
در تصویرمان به کار ببریم به طوری که هیچکدام ازین مشکلات پیش نیاید؟

بله، در واقع شما به صرف زمان بسیار کمتری برای این کار نیاز دارید! راه حل این است که
از سایه های کمتری استفاده کنید – یک سایه تیره، یک سایه روشن، یک تناژ متوسط و کمی سیاه و سفید.

  • برای انجام این کار قبل از شروع خلق یک تصویر، نورپردازی خود را بر مبنای یک دایره انجام دهید.
  • یک دایره بکشید و آن را با تاریک ترین سایه پر کنید (رنگ مشکی توصیه نمی شود).
  • یک تناژ متوسط را اضافه کنید
  • روشن ترین سایه خود را اضافه کنید (سفید توصیه نمی شود).
  • یک یا دو تناژ متوسط را در بخش میانی اضافه کنید.
  • مقداری رنگ سیاه و سفید اضافه کنید.

حالا به خوبی خواهید دید که تمام این بخشها در کجای هیستوگرام قرار گرفته اند.
هنگامی که ما آنها را با هم ادغام می کنیم، تصویر مورد نظرمان ظاهر می شود.
شما می توانید از این دایره برای مجموعه ای از اشیا مختلف استفاده کنید،
سایه های مشابه دستور بالا را به کار گیرید و سپس آنها را با هم ادغام کنید.
اگر دو سر آن را با هم مقایسه کنید، متوجه تفاوت هایی خواهید شد.

حالا به خوبی خواهید دید که تمام این بخشها در کجای هیستوگرام قرار گرفته اند.
هنگامی که ما آنها را با هم ادغام می کنیم، تصویر مورد نظرمان ظاهر می شود.
شما می توانید از این دایره برای مجموعه ای از اشیا مختلف استفاده کنید،
سایه های مشابه دستور بالا را به کار گیرید و سپس آنها را با هم ادغام کنید.
اگر دو سر آن را با هم مقایسه کنید، متوجه تفاوت هایی خواهید شد.

4-استفاده از براش های بسیار پیچیده و قلم های بزرگ

هنگامی که شما براش سنتی را با براش فتوشاپ مقایسه می کنید، تفاوت بسیار
شگفت انگیزی در بین این دو وجود دارد که ممکن است باعث تعجب شما شود و
باعث شود به این موضوع فکر کنید که چرا آنها نام مشابهی دارند.
براش های کلاسیک به شما اجازه می دهند تا خطوط بی نظم و پر هرج و مرجی را
نقاشی کنید، در حالیکه براش های دیجیتال به خودی خود باعث خلق آثار هنری می شوند.

اگر آنها به خودی خود یک اثر هنری را خلق می کنند، پس شما بر کارتان هیچ کنترلی نخواهید داشت.
هنرمندان حرفه ای اغلب از قلم موهای ساده استفاده می کنند و تنها به عنوان مکمل از قلم موهای پیچیده تر استفاده می نمایند.
استفاده از براش های پیچیده به صورت روزانه، نه تنها شما را تنبل می کند بلکه شما را
از یادگیری چگونگی خلق یک اثر موفق دور می کنند زیرا حس می کنید نیازی به فراگیری آنها ندارید.

اگر آنها به خودی خود یک اثر هنری را خلق می کنند، پس شما بر کارتان هیچ کنترلی نخواهید داشت.
هنرمندان حرفه ای اغلب از قلم موهای ساده استفاده می کنند و تنها به عنوان مکمل از قلم موهای پیچیده تر استفاده می نمایند.
استفاده از براش های پیچیده به صورت روزانه، نه تنها شما را تنبل می کند بلکه شما را
از یادگیری چگونگی خلق یک اثر موفق دور می کنند زیرا حس می کنید نیازی به فراگیری آنها ندارید.

براش سفارشی

براش های سفارشی بد نیستند در واقع آنها بسیار مفید می باشند.
اما مشکل زمانی رخ می دهد که شما از آنها بعنوان پایه ای برای ارتقای مهارت های خود استفاده می کنید.
اگر واقعا در حال تلاشید تا بتوانید یک موجود خزدار را در اسرع وقت نقاشی کنید،
باید بدانید که این خز از موهای دانه دانه ای که نیاز به ترسیم تک تکشان داشته باشید تشکیل نشده است.
شما درخواهید یافت که تصور ما معمولا با واقعیت آن چیز مغایرت دارد و می آموزید که
چگونه باید انچه را که می بینید ترسیم کنید نه انچه را که تصور می کنید.

مطمئنا پس از گذراندن زمان زیادی برای ترسیم هر یک از موها، به دنبال ابزاری خواهید بود که این کار را برایتان انجام دهد.
و وقتی که آن را پیدا کردید با خوشحالی از آن برای طرحتان استفاده خواهید کرد.
این کار بسیار آسان و اعتیاد آور است، و باعث می شود که یادگیری را متوقف کنید.
اما هنرمندان سنتی چگونه این کار را انجام می دادند ؟ آنها هرگز چنین قلم موهای متنوعی نداشتند.
چگونه خروس را رنگ می کردند؟ پاسخ ساده است – درست همانند زمانی که قلم موی سفارشی نداشته باشید.

اگر می خواهید حال و هوای آنها را درک کنید مدتی از قلم موهای سفارشی استفاده نکنید.
سعی کنید تصویر ساده ای را با استفاده از براش های معمولی خلق نمایید.
و هنگامی که این کار دشوار به نظر رسید، از کلید های میانبر استفاده نکنید.
با استفاده از مبارزه و به جان خریدن چالش ها به سرعت موفق خواهید شد.

ترسیم با براش بزرگ

یکی دیگر از اشتباهات رایج مرتبط با استفاده از براش، استفاده از قلم موهای بسیار بزرگ است.
این امر نیز ریشه در بی حوصلگی ما دارد.
قانون کلی این است که برای 80 درصد از کارها 20 درصد از زمان شما صرف خواهد شد،
اما 80 درصد زمان باقی مانده تان باید صرف اتمام کار شود.
اگر کارهای طرح، پایه، رنگ و سایه زدن را در دو ساعت انجام دهید، هنوز هم هشت ساعت برای پایان دادن به کارتان باقی خواهد ماند.
اما، در طول این هشت ساعت شما شاهد پیشرفت کمتری نسبت به دو ساعت اول خواهید بود.

شما به وضوح می توانید این موضوع را در کارهای هنرمندان مختلف مشاهده کنید.
گام های اول به سرعت پیش می روند اما چیزی خلق نمی شود.
و سپس روند خلق کند خواهد شد.
در مراحل بعدی شما به سختی می توانید تفاوتی را بین چند مرحله گذشته
مشاهده کنید و در عین حال این تفاوت ظریف زمان بیشتری را نسبت به همه موارد گذشته خواهد برد.

مسئله این است :

هنگامی که تصویر شما تقریبا به پایان رسیده، احساس می کنید که تمایل دارید بیشتر و بیشتر بر روی آن کار کنید.
و این همان لحظه ای است که شما باید کار خود را شروع کنید! ما به شما یکی از این فرایندهای نقاشی را یاد خواهیم داد:

راه حل ساده است.
شما هرگز نباید تصویر خود را با قلم موهای بزرگ به پایان برسانید (مگر اینکه یک تصویر فاقد جزئیات باشد).
اینگونه تصاویر همان 20 درصد زمان شما را خواهند گرفت.
از آنها برای خلق شکل ها، تعریف نور و اضافه کردن رنگها استفاده کنید.
و سپس به تدریج از قلم موهای کوچکتر برای بزرگنمایی، و خلق جزئیات استفاده نمایید.
هنگامی که شما با یک براش بسیار کوچک بر روی جزئیات کار می کنید متوجه خواهید شد که کارتان در حال پایان یافتن است.
به طور کلی، مکانهای بیشتری در تصویر شما توسط قلم مو لمس خواهند شد و میزان روشنایی و دقت تصویرتان به طور کلی تغییر خواهد کرد.

اما. از آنجاییکه 80٪ از طراحی به تکمیل نهایی پروژه کمکی نمی کند، نیازی به تمرکز بیش از حد بر روی آن نیست.
نقاشی های خود را به سرعت و به آرامی شروع کنید و انرژی خود را برای بعد نگاه دارید.
به یاد داشته باشید: همه نقاشی ها نباید تنها به این دلیل که آن را آغاز کرده اید به پایان برسند.

5-استفاده از رنگ های زیاد

هنرمندان سنتی از رنگ های زیادی استفاده نمی کردند.
آنها یاد می گرفتند که رنگ های مختلف را با هم ترکیب کنند.
و این کارشان واقعا قابل احترام است.
آنها هیچ گزینه ای نداشتند اما قانون رنگ ها را به خوبی می آموختند.
شما، به عنوان یک مبتدی دیجیتال، نمی توانید از تمام رنگهایی که در دسترس شماست استفاده کنید.

ما رنگ ها را به صورت بصری درک نمی کنیم و نیازی نیست که تمام رنگ هایی که در زندگی روزمره مان می بینیم ترسیم کنیم.
اما به عنوان یک هنرمند، باید دیدگاه خود را کاملا تغییر دهید.
شما نمیتوانید بیش از این به شهود تکیه کنید، زیرا با این کار عملکردتان تضعیف خواهد شد.
بهتر است فکر کردن به رنگ ها را کنار بگذارید و فقط نقاشی کنید.

رنگها به خودی خود وجود خارجی ندارند.
بلکه بر اساس روابط تعریف می شوند.
به عنوان مثال، اگر می خواهید یک رنگ روشن تر داشته باشید، می توانید یا از رنگ روشن تری استفاده کنید یا روشنایی پس زمینه را کاهش دهید.
قرمز، رنگ گرمی است اما بسته به آنکه رنگ های اطرافش چه رنگ هایی باشند، گرم یا سرد خواهد بود.

یک مبتدی بی اطلاع تمام طرح خود را با مجموعه ای از رنگ های تصادفی پر می کند.
این گونه هنرمندان اول رنگ آبی را انتخاب می کنند، سپس رنگ سبز را بدون هیچ
ارتباطی به آن اضافه می کنند و همین طور هزاران رنگ دیگر را به تصویر اضافه می نمایند.

یک مبتدی رنگ ها را به صورت زیر می بیند:

  • آبی
  • آبی های تیره
  • خاکستری ها
  • مشکی ها

اما اگر سایه ها به هیچ دردی نمی خورند پس چرا ما این همه سایه داریم؟ پاسخ این است که آنها بی فایده نیستند.
اما باید بدانید که چه معنی می دهند و باید در کجا به کار گرفته شوند.

یک حرفه ای رنگ ها را به صورت زیر می بیند:

  • آبی ساده
  • آبی اشباع
  • آبی روشن
  • آبی تیره

به نظر پیچیده می آید؟ احتمالا، اما قطعا به این دلیل نباید فراگیری آن را کنار بگذارید!
اگر این کار برایتان سخت است، برای مدتی از قلم خاکستری استفاده کنید.
درک مسئله روشنایی، سایه زدن و ترکیب رنگ ها، پایه محکمی را برای اینده طراحیتان فراهم خواهد آورد.
زیرا این رنگ ها مواد اصلی کیک شما که همان طراحیتان است می باشند.
آنها می توانند آن را شیرین تر کنند، اما نمی توانند پایه آن را تشکیل دهند.

6-انتخاب مستقیم رنگ از میان رنگ های مرجع

مبارزه با این وسوسه سخت است.
با این حال، اگر میخواهید نقاشی دیجیتال را به خوبی یاد بگیرید، نباید از ابزار
Eyedropper Tool برای قرض گرفتن یک رنگ از رنگ های مرجع استفاده کنید. اما واقعا چرا؟

مبتدیان معمولا از نارنجی / صورتی کم رنگ استفاده می کنند.
در ابتدا استفاده از این رنگ ها ممکن است خوب به نظر برسد، اما اثر آن چندان طبیعی نخواهد بود.
اگر از رفرنس استفاده می کنید، این داستان متفاوت خواهد بود! تقریبا هر پیکسل دارای
یک سایه متفاوت است، نه تنها صورتی – شما می توانید قرمز، زرد، نارنجی، حتی بنفش ، سبز و آبی را در این رفرنس پیدا کنید.
شما می توانید اشباع و میزان روشنایی تمام صحنه را تغییر دهید، و در عین حال، اثری خلق کنید که فاقد هرج و مرج است.

هنگامی که رنگ ها را از یک مرجع انتخاب می کنید، تصور خود را از واقعیت به تصویر می کشید.
مشکل این است که این عمل از ردیابی متفاوت نیست.
در نتیجه ردیابی شما خطوطی را دریافت خواهید کرد که نمی توانید خودتان آنها را
تکرار کنید، و هنگام انتخاب رنگ ها سایه زیبایی را می بینید که نمی توانید خودتان آن را طراحی کنید.
این اثر شگفت انگیز است اما شما نمیتوانید بر روی آن حساب کنید.

انتخاب رنگ ها جلوی پیشرفتتان را خواهد گرفت.

شما به جای اینکه یاد بگیرید خودتان رنگ ها را ترکیب کنید، فقط مجموعه ای از رنگ ها را انتخاب می کنید.
هر رنگی که انتخاب میکنید میتواند توسط خودتان بازسازی شود. اما مدام از همان رنگ هایی استفاده خواهید کرد که آنها را انتخاب کرده بودید.

برای اینکه بتوانید به صورت مستقل رنگ های خود را انتخاب کنید، باید یاد بگیرید که چگونه به رنگ ها نگاه کنید.
به هر جسمی که در نزدیکیتان قرار دارد نگاه کنید – ببینید چه رنگی دارد، شفاف است یا اشباع؟ شاید در ابتدا برایتان دشوار باشد اما بعد کم کم عادت می کنید.
اما اگر از ابزار Eyedropper Tool برای انتخاب رنگ ها استفاده کنید، هرگز این کار را نخواهید آموخت.

7-افزودن رنگ به طیف خاکستری بدون در نظر گرفتن مقادیر مناسب

بسیاری از مبتدیان اعتقاد دارند که نور تمام رنگها را به طور یکنواخت درخشان تر می کند
و سایه آنها را به طور یکنواخت تیره تر خواهد کرد.
به همین دلیل نقاشی با تم خاکستری به نظرم بسیار راحت می آمد. میتوان روی سایه ها تمرکز و بعدا رنگها را بدان اضافه کرد.
متأسفانه این روش همیشه جواب نمی دهد.

رنگ های مختلف جدا از نورپردازی دارای سطوح روشنایی متفاوتی هستند.
هنگامی که شما این امر را نادیده می گیرید، نتیجه تصویری ناموزن و نه چندان خوشایند خواهد بود.
رنگهایی که به یک تصویر با تم خاکستری اضافه می کنید، بخش مهمی از آن به شمار نمی ایند.

این تصویر نحوه استفاده از طیف خاکستری را نشان می دهد.
توجه داشته باشید که هر دو مناطق سبز و زرد به یک اندازه تاریک هستند.
اما این امر در واقعیت صدق نمی کند.

8-سایه با ابزار Dodge and Burn

Dodge and Burn Tools یکی از موارد مورد علاقه ی مبتدیان است.
چرا که این افراد باور دارند که فتوشاپ یک “برنامه نقاشی” است.
شما فقط باید رنگ پایه را انتخاب کنید، و سپس مناطقی که می خواهید سایه زده شوند را مشخص نمایید.
بقیه کار توسط الگوریتم های پیشرفته، انجام می شود و لازم نیست که کار دیگری انجام دهید.
با این حال، این کار هم انقدرها آسان نیست.
این ابزارها کاملا بی فایده نیستند، اما زمانی که شما یک فرد مبتدی هستید، بهتر است از آنها استفاده نکنید.

چرا که آنها ” ابزار سایه زدن” نیستند.
ابزار Dodge برابر با “اضافه کردن نور” نیست و ابزار Burn برای “اضافه کردن سایه” به کار نمی رود.
مشکل این است که این ابزارها مبتدیان را به شدت وسوسه می کنند.

مشکل در این ابزارها نهفته نیست، بلکه در درک نادرست مبتدیان از سایه زدن نهفته است.
مبتدی ها اغلب فکر می کنند که اشیاء دارای رنگ خاصی هستند و این رنگ در هنگام سایه زدن تیره تر شده و در نور روشن تر می شود.
لکن همه چیز به این سادگی ها نیست.

اما واقعا چرا نباید ازین روشها استفاده کرد؟

  • این تکنیک تکنیکی است که مانع پیشرفت شما می شود.
    هنگام استفاده از آن، شما حتی متوجه این امر نمی شوید که چه چیزهایی را نادیده گرفته اید.
    سایه یک مسئله پیچیده است و شما با این کار آن را به قانون “تاریکی روشنایی” محدود می کنید .
    فتوشاپ ابزاری است که باید به شما کمک کند، نه به جای شما کارهای لازم را انجام دهد.
    اجازه ندهید این ابزار مانع یادگیری شما شود.
  • این ابزار شیء سایه دار را به صورت مسطح نشان می دهد.
    مهم نیست که تصویرتان دارای چه بافتی باشد یا چگونه سطحی داشته باشد چرا که این ابزار تمام آن را به یک صورت سایه خواهد زد.
  • این ابزار باعث بد جلوه دادن رنگ ها می شود؛ در واقع تصویری که خلق می کنید باید به
    محیط (نور مستقیم، نور محیط) وابسته باشند، نه به ابزار Dodge and Burn
  • سایه زدن با رنگهای سیاه و سفید

    تعریف این تکنیک یعنی استفاده از رنگ های سفید و سیاه برای سایه زدن.
    به آن معنا است که هر رنگ با سیاه (در سایه) شروع شده و با سفید (در روشنایی) به پایان می رسد.
    در حالی که این امر ممکن است برای عکس های دارای نور بیش از حد و یا نور کمتر از
    حد لازم خوب باشد، اما نباید به یک قاعده مورد استفاده در نقاشی ها تبدیل شود.

    همه ما به دنبال قوانین ساده و کارهایی هستیم که یاد آوریشان آسان باشد.
    اما این بدان معنا نیست که باید قوانین ساده ای را که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند،
    اختراع کنیم، مانند: “سفید را به تصویر اضافه کنید تا روشن تر شود، سیاه را اضافه کنیم تا تاریک تر شود”.
    این امر فقط برای نقاشی هایی با تم خاکستری صدق می کند!

سایه یک دست

وقتی که بر مشکلی غلبه می کنید، یکی دیگر به وجود می آید.
بگذارید فرض کنیم که شما رنگ نارنجی را به عنوان رنگ اصلی خود انتخاب کرده اید.
و تصمیم می گیرید که منبعتان نور زرد و نور آبی (آسمان) باشد.
با توجه به این، رنگها رنگ پایه را به رنگ زرد در نور و آبی در سایه تغییر دهید و
خواهید دید که با این کار همه کارهای لازم را انجام داده اید.

در این صورت سایه شما خیلی جالب تر از زمانی خواهد بود که فقط از سایه سیاه و
سفید استفاده کنید، اما این راه هنوز هم یک راه میانبر است که لزوما همیشه به نتایج مورد نظر ختم نمی شود.
چرا این یک راه میانبر است؟ با ایجاد تنها سه سایه اساسی برای جسم خود، شما آن را
در یک محیط مصنوعی قرار می دهید، که در آن همه چیز نور را 100٪ بازتاب می دهند.

در واقعیت، نور همه چیز موجود در اطرافتان، از جمله “تپه ها و دره ها” را فرا گرفته است.
بنابراین، سایه زدن به ندرت می تواند به دو یا سه رنگ محدود شود.
آبی آسمان می تواند برخی از سایه های آبی را بر روی اشیا ایجاد کند، اما بر روی برخی از
اجسام دیگر ممکن است سبز به نظر برسد زیرا نور از چمن منعکس خواهد شد.
علاوه بر این، بعضی از سایه ها ممکن است به سبب برخورد نور با مانع به “سایه تبدیل شده باشند.

اگر تصمیم دارید از منابع غیر مستقیم نور برای ایجاد سایه های متنوع تر استفاده کنید،
مجبور خواهید شد که سایه زدنتان را متنوع تر کنید – و این عالی است! شما نمی توانید
از یک براش بزرگ برای مخلوط کردن رنگ ها و از یک براش کوچک برای اضافه کردن بافت به فضا بهره ببرید.

9-ترکیب رنگ ها با براش نرم

دو روش اصلی که مبتدیان برای ترکیب سایه ها استفاده می کنند، باعث ایجاد اثرات سریعی در نقاشی می شوند.

  1. مخلوط کردن رنگ ها با براش نرم
  2. مخلوط کردن با ابزار Smudge / Blur

همانطور که قبلا یاد گرفته ایم، جلوه های سریع اغلب از کنترل ما خارج هستند.
در این حالت، ترکیب با قلم موی بزرگ باعث مسطح شدن طرح شده و آن را غیر طبیعی جلوه می دهد.
حتی اگر بعد از آن بافت هایی را به تصویر اضافه کنید، این اثر مصنوعی از بین نخواهد رفت.

به لطف این ویژگی، دیگر لازم نیست که شما مرز بین دو رنگ را مخلوط کنید.
فقط کافی است کار خود را با رنگ پایه شروع کنید و آن را به آرامی با رنگ دیگر بپوشانید.
سپس می توانید یک لایه دیگر از همان رنگ را اضافه کنید تا قوام بیشتری به تصویر ببخشید.

اگر می خواهید تصویرتان صاف و روانتر شود، رنگی را که چیزی بین هر دو رنگ است انتخاب کنید و آن را به آرامی روی مرز رنگ ها بکشید.

برای داشتن بافتی قوی تر، از یک براش بافت (با لبه های خشن) استفاده کنید.

طبق قاعده -20 80، در مرحله اول زیاد نگران ترکیب رنگتان نباشید.
از یک قلم موی بزرگ استفاده کنید و لبه ها را به خوبی مشخص نمایید و ازیک سایه ی خاص استفاده کنید.

بعدا می توانید از یک قلم موی کوچکتر برای ترکیب ومحو کردن لبه ها استفاده نمایید.

از هیچ ابزار یا قلم موی نرمی استفاده نکنید، فقط ابزار Eyedropper و قلم موی خود را با جریان متغیر بر روی تصویر بکشید.

به یاد داشته باشید: ترکیب بستگی به سطح دارد، بنابراین شما نمی توانید از همان ترکیب برای هر سطحی استفاده کنید.

10-استفاده از بافت 2D برای فرم های 3D

بافت عکس، آخرین مرحله برای مبتدیان است، زمانی که کار تصویر از لحاظ رنگ و سایه
تمام شد، اما هنوز هم مانند یک اسباب بازی پلاستیکی به نظر می آید بهتر است که مبتدیان این مرحله را هم طی نمایند.
هرچند گاهی، بافت می تواند تصویر را بدتر کند.

تصور کنید که می خواهید بافتی را به تصویر یک گربه بزرگ اضافه کنید.
قبل از اضافه کردن بافت ها باید شی را دقیقا در نظر بگیرید.
بخش حیرت انگیز کار این است که نیازی به استفاده از سایه زدن کامل نیست.
روش ترکیبی بستگی به بافت دارد – اگر کار ترکیب را بدون در نظر گرفتن هیچ بافتی در
ذهنتان انجام دهید، یک ترکیب بدون بافت (سطح صاف) ساده خواهید داشت.

شما میتوانید بافت را از اینترنت دانلود کنید یا از یکی از الگوهای فتوشاپ استفاده کنید.

تعداد زیادی از آنها در مجموعه های پیش فرض وجود دارند.
یکی از این الگوها برای پوسته ها، Screen Door معکوس است.
اگر حالت Blend Mode بافت را به Overlay تغییر دهید، خواهید دید که همانند یک سایه به تصویر اعمال می شود.
با این حال اگر با دقت نگاه کنید خواهید دید که برخی از قطعات روشن شده اند.
شما ممکن است آن را دوست داشته باشید اما باز هم هیچ کنترلی بر رویش نداشتید.
در اغلب موارد، ما نمی خواهیم بافت باعث ایجاد سایه در تصویر شود.
در حالی که حالت Overlay بهترین راه حل نیست، به شما اجازه می دهد تا ببینید که چطور بافت بر روی شیء ظاهر می شود.

پوشش تصویر 3 بعدی با بافت 2 بعدی

در حال حاضر، بخش مهم کار نادیده گرفته شده است.
اگر بخواهیم تصویرمان سه بعدی باشد، نمی توانیم آن را با یک بافت 2D به زیبایی پوشش دهیم.
ما باید شکل آن را با پوشش یکی کنیم. سه روش اصلی برای انجام این کار وجود دارد

ابزار Transform Free ( Control-T) در حالت Warp
Filter > Liquify
Edit > Puppet Warp

حالت Overlay بخش هایی از لایه را که با بافت سفید پوشانده شده اند روشن می کند.
ما می توانیم به جای آن از حالت Multiply استفاده کنیم (این حالت باعث می شود که
قسمت های سفید شفاف تر شوند)، اما Multiply به تدریج باعث ایجاد لایه های تیره تری نسبت به انچه که واقعا نیاز است می شود.
ابزار دیگری برای تنظیم شفافیت بافت وجود دارد.

بر روی لایه دوبار کلیک کنید و با اسلایدرهای Blend If بازی کنید.
خلاصه، شما می توانید شفافیت کمتر و بیشتر تصویرتان را تنظیم کنید.

ما باید مطمئن شویم که بافت واقعی است.
بنابراین نباید یک الگوی خشن را روی تصویر اعمال کنیم.
در واقع، زبری باید روی سطح باشد.

هنگامی که نور به سطح صاف می رسد، به طور یکنواخت منعکس می شود.
اگر سطح خشن باشد، نور در برخورد به آن مجموعه ای کامل از سایه های کوچک را ایجاد می کند.
و این بافتی است که می بینیم.

نور و تاریکی

واقعیت دیگری نیز از این امر مشتق می شود.
اگر این نور است که بافت قابل رویت را ایجاد می کند، هیچ بافت بدون نوری وجود نخواهد داشت.
و بنابراین سایه ای هم بدون وجود نور وجود نخواهد داشت.
بنابراین، ما باید بافت را در ناحیه های تاریک (اگر نور در محیط وجود دارد) کاهش دهیم، یا آن را حذف کنیم .
شما می توانید از ماسکهای لایه ای برای این کار استفاده کنید یا با اسلایدرهای Blend If (ردیف دوم) بازی کنید.

در نظر داشته باشید که شکافهای بافت در حقیقت سایه هستند، بنابراین نباید تیره تر از ناحیه سایه زده شده طبیعی باشند.
زمانی که می دانید چه اقداماتی را باید بعد از انتخاب یک بافت انجام دهید اعمال بافت سریع و اسان خواهد بود.
با این حال، هر بافت از بافت دیگر متفاوت است و در حالی که بعضی از آنها به هنگام اعمال کامل به نظر می رسند بقیه به کار بیشتری نیاز دارند.
باز هم، در اینجا باید قانون 80-20 اعمال می شود.
اضافه کردن بافت آسان است، اما مچ کردن آن با تصویر است که زمان بیشتری می برد.

پایان بخش :
10 اشتباه رایج در نقاشی دیجیتال و چگونگی برطرف نمودن آنها

جهت ثبت نام و اطلاع از شرایط کلاس های نقاشی دیجیتال

سوالات و پاسخ هایی  که در این بخش بیشتر مطرح شده است .

نقاشی دیجیتال دارای تنوع و چالش‌های فراوانی است.
حال که تبلت‌ها رایج هستند، امروزه برنامه‌ها و ابزارهای نقاشی دیجیتال بسیاری وجود دارند.
این پیشرفتها باعث شده است که یادگیری نحوه ایجاد نقاشی دیجیتالی بسیار ساده‌تر شود.

یک اشتباه رایج افراد مبتدی این است که از بومی با اندازه ای مشابه با رزولوشن صفحه خود استفاده می کنند.
مشکل این است که شما هرگز نمی دانید چه رزولوشنی را باید در نظر بگیرید.

بله ، هم بصورت حضوری و هم بصورت آنلاین و غیرحضوری برگزار می کنیم

برای اطلاعات بیشتر به بخش دوره های آموزشی در همین سشایت مراجعه کنید .

اندازه مشابه، رزولوشنهای متفاوت
اندازه های مختلف، رزولوشن های مشابهاندازه ای که برای عکس خود انتخاب می کنید تنها به همین مورد ختم نمی شود.
رزولوشن بزرگتر، پیکسل های بیشتری دارد.

هر چقدر پیکسل های تصویر شما بیشتر باشد، پردازش تصویر برای دستگاه تان سخت تر خواهد بود، به ویژه هنگامی که قلم موها دارای جریان متغیری باشند.
بنابراین شمانیاز به یک کامپیوتر قدرتمند برای استفاده از رزولوشنهای بزرگ دارید.

یک رنگ شفاف” به یک رنگ خنثی نزدیک است، اما رنگ آمیزی آن غیر ممکن می باشد.
هنگامی که دو رنگ با هم استفاده می شوند یک رابطه خاص بین آنها به وجود می آید.

هیستوگرام به ما نشان می دهد که در تصویر، مقدار زیادی تناژ متوسط وجود دارد،
اما مناطق تاریک و روشن بسیار اندکی به چشم می خورد.
در واقع آنچه که ما میبینیم مهم نیست، بلکه چیزی که کامپیوتر می گوید مهم است!

تا 3000000 تومان تخفیف ، شانست را امتحان کن برای شروع کلیک کنید .
+