تاریخچه هنرهای تجسمی

تاریخچه هنرهای تجسمی

هنرهای تجسمی، یک اصطلاح مدرن اما مبهم برای یک گروه گسترده ای از انواع هنرها است
که شامل تعدادی از رشته های هنری از زیر گروه های مختلف است.
به دلیل همین گستردگی، تعریف هنر تجسمی دشوار است.
بنابراین به جای تعریف یا کشف معنی آن، در این جا فهرستی از انواع هنرهای تشکیل دهنده آن را توضیح خواهیم داد.

هنر تجسمی شامل چه هنرهایی است؟

هنر تجسمی معمولا شامل موارد ذیل است:

هنرهای زیبا

تمام هنرهای زیبا، مربوط به زیرمجموعه عمومی هنرهای تجسمی هستند.
این هنرها شامل فعالیت هایی مانند طراحی، نقاشی، چاپ، مجسمه سازی
و فعالیت های مرتبط با آن از قبیل گرافیک، تذهیب، طراحی جلد کتاب، خوشنویسی و معماری هستند.

هنرهای معاصر

هنرهای تجسمی شامل تعدادی از هنرهای مدرن نیز هستند.
مانند: مونتاژ، کلاژ، چند رسانه ای، هنر مفهومی، هنر چیدمان یا اینستالیشن و هنرهای اجرا محور
یا نمایشی و هنرهای مبتنی بر فیلم از قبیل عکاسی، ویدئو و انیمیشن
و یا هر ترکیبی از این گروه از فعالیت ها و هنرهای مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته مانند گرافیک کامپیوتری و چاپ جواهرات.
یکی دیگر از هنرهای تجسمی مدرن، هنر جدید زمین یا محیطی است
که شامل آثاری موقت مانند مجسمه یخ و برف و (احتمالا) هنرهای گرافیتی می شود.

صنایع دستی و هنرهای تزئینی

علاوه بر این، دسته عمومی هنرهای تجسمی شامل صنایع دستی و تعدادی از هنرهای تزئینی
از جمله سرامیک کاری و سفالگری استودیویی، هنر موزاییک کاری، مجسمه سازی متحرک،
هنر طراحی پرده یا تاپستری (tapestry)، هنر شیشه گری (از جمله شیشه های رنگی) و غیره.

سایر هنرها

گاهی اوقات تعاریف گسترده ای از هنرهای تجسمی ارائه می گردد.
شامل انواع هنرهای کاربردی مانند طراحی گرافیک، طراحی مد و طراحی داخلی.
علاوه بر این، انواع جدیدی از هنر بدن نیز ممکن است جزء هنرهای تجسمی قرار گیرد.
مانند هنر تاتو، نقاشی صورت و نقاشی بدن.

تاریخچه طبقه بندی هنر

حرفه جدید تحت عنوان «هنرمند»

با اینکه صدها یا هزاران سال است که انواع مختلفی از هنرها مورد استفاده قرار می گیرند
اما به تازگی حرفه «هنرمند» ظهور کرده است.
در عهد کلاسیک و نیز دوره بیزانس، کارولنژی، اتونیک، رومانس و هنر گوتیک، با نقاشان و مجسمه سازان
به عنوان صنعت کار، رنگ کار یا حکاک برخورد می شد. سپس، در طول دوره رنسانس،
به لطف افرادی همچون لئوناردو داوینچی و میکل آنژ، حرفه “هنرمند” در یک سطح بالاتری مطرح شد
که منعکس کننده اهمیت تازه شناخته شده عنصر “طراحی” یا کلمه ایتالیایی disegno (به معنای طراحی) بود.

بدین ترتیب، نقاشان و مجسمه سازان، هم سطح معماران شناخته شدند
و دارای یک جایگاه مخصوص به خود شدند.
برای هنرمندان فعال در حوزه هنرهای زیبا، این وضعیت تا امروز تغییر زیادی نکرده است
و فقط آنها اکنون جزء هنرمندان تجسمی محسوب می شوند
که شامل هنر چیدمان، هنرهای ویدئویی، آثار مفهومی، مونتاژ و غیره هستند.
بعضی صنایع دستی نیز جزء هنرهای تجسمی قرار می گیرند،
اگرچه به اکثر آنها به جای هنر، “صنایع دستی” گفته می شود.

هنر آکادمیک

از دوره رنسانس، این وضعیت جدید نیز از یک سیستم آموزشی مبتنی بر شبکه ای از آکادمی های هنرهای زیبا،
که یک شکل خاص از “هنر آکادمیک” را ترویج می داد، پدید آمد.
این هنر شامل تمام قواعد لازم در نقاشی و مجسمه سازی بود.
قواعد مربوط به عناصری مانند موضوع اصلی، فرم، پیام، ترکیب بندی و رنگ، کاملا و به صورت دقیق تنظیم شده بودند.

عدم پیروی از این قواعد و قوانین به معنی محرومیت از شرکت در نمایشگاه های هنری معتبر سالانه بود
که توسط آکادمی ها برگزار می شد. از آنجایی که مشارکت در این نمایشگاه های هنری،
تنها راهی بود که یک هنرمند می توانست از طریق آن به شهرت، پیروزی در کمیسیون و حفظ عضویت در آکادمی ملی دست یابد،
محرومیت معادل با فقر مالی بود. بعد از قرن بیستم، قدرت آکادمی ها در  هر زمینه ای، شروع به کاستن کرد.

هنر تجسمی، شامل بسیاری از هنرها و صنایع دستی

در قرن بیستم، تغییرات تدریجی در نگرش نسبت به صنایع دستی ایجاد شد.
در واقع تا حدود سال 1900، جدا از ادبیات و “هنرهای نمایشی”، موسسات آموزشی
و حرفه ای فقط دو دسته اصلی از فعالیت های هنری را به رسمیت شناختند:
(1) هنرهای زیبا: یعنی، آثاری که صرفا به دلایل زیبایی شناختی ساخته شده اند
و (2): صنایع دستی: آثاری که با هدف سودمندی ساخته شده اند.

اولی از زمان رنسانس توسط “هنرمندان” مطرح شد
و دومی توسط دسته پایین تری از افرادی که کار صنایع دستی لانجام می دادند.
توجیه بسیار کمی برای این تمایز مطلق بین هنر و صنایع دستی، وجود داشت،
زیرا بسیاری از صنایع دستی کاملا عاری از اهداف کارکردی بودند
و نیاز به مهارت زیادی مانند مهارت های هنرهای زیبا داشتند.
با در نظر گرفتن “صنایع دستی”، به عنوان نوعی هنر تجسمی، به حذف موانع بین هنر
و صنایع دستی کمک شده است، اما باز هم بسیاری از موانع باقی مانده اند.

تاریخچه هنرهای تجسمی : تعمیم هنر تجسمی به فرم های مدرن

در دهه های اولیه قرن بیستم، تغییرات دیگری نیز در طبقه بندی و فهم و درک ما از هنر شروع شد.
این تغییرات به دلیل ظهور چندین شکل هنری جدید بود، از قبیل:
کلاژ (از کوبیسم مصنوعی براکو و پیکاسو – 1912 )، مونتاژ با اشیاء (مانند اشیاء حاضر آماده مارسل دوشان – 1887- 1968)،
هنر مفهومی (آثاری از مارسل دوشان مانند اثر “فواره: در سال 1917، در مجموعه Tate واقع در لندن)،
هنرهای اجرا محور یا نمایشی (آثار تریستان تزارا از طرفداران دادا ( سن: 1896- 1963)
در رستورانی در زوریخ در سال های 1916 تا 1920)، فتو مونتاژ (از آثار داودیستها مانند رائول هاسمن
و کورت شویترز که از تصاویر و آگهی های تبلیغاتی استفاده می کردند- 1918-1920)،
هنر عکاسی و فیلمبرداری (از آثار پیشگامانه من رای (سن: 1890-1976) و سایر افراد)، هنر انیمیشن
(از اوایل قرن بیستم و آثار انیماتورها آمریکایی، استوارت بلکتون، امیل کوهل، وینسور مک کای و والت دیزنی).

تکنیک های جدیدی نیز در انواع هنرهای زیبای سنتی پدید آمد مانند نقاشی با رنگ های اکریلیک که توسط دیوید هاکنی (1937)
و سایر افراد استفاده می شد و چاپ ابریشمی که توسط اندی وارهول (1928- 87) مطرح شد و چاپ جواهرات.

صنعت هنرهای تجسمی

افزایش ثروت در نیمه دوم قرن بیستم، منجر به سرمایه گذاری قابل توجهی در ایجاد صنعت هنرهای تجسمی شده است.
در بسیاری از کشورهای اروپایی، دانشگاه های هنر در سطح عالی
و در طیف وسیعی از موضوعات، به صدها هزار دانشجوی هنر آموزش می دهند.

همچنین تعدادی ادارات دولتی با بودجه چند میلیون دلاری، به توسعه هنرهای تجسمی اختصاص داده شده اند
و حتی مقاماتی تمام وقت تحت عنوان “ماموران هنر” نیز برای هماهنگی فعالیت ها در سطح محلی منصوب شده اند.
این ساختار اغلب توسط ادارات دولتی (به عنوان مثال، شوراها یا انجمن های هنری) تقویت می شود
که در افزایش تعداد کمک های مالی، دوره های آموزشی، اقامت گاه، کمک های ویژه
و سایر انواع حمایتهای  مالی برای هنرمندان تجسمی نقش دارد.

علاوه بر این، دولت ها با خرید مقادیر قابل توجهی از آثار نقاشی، هنر پلاستیکی
و سایر آثار برای به نمایش گذاشتن در معرض عموم، در حال تبدیل شدن به مشتریان بزرگ هنر هستند.
روش هایی جدید برای جذب سرمایه به منظور حمایت از هنرهای عمومی تدوین شده است،
مانند طرح “درصد برای هنر” (Percent For Art ) در ایرلند. علیرغم کاهش اخیر در آثار هنری،
همه این رویدادها، نشان دهنده گسترش مقیاس صنایع تجسمی در قرن 21 است.
اگر بسیاری از هنرمندان تمام وقت هنوز فقیر هستند،
به این دلیل است که تعداد آنها در چند دهه گذشته بطور قابل توجهی افزایش یافته است.

پایان بخش :

تاریخچه هنرهای تجسمی

سوالات و پاسخ هایی  که در این بخش بیشتر مطرح شده است .

هنرهای تجسمی، یک اصطلاح مدرن اما مبهم برای یک گروه گسترده ای از انواع هنرها است
که شامل تعدادی از رشته های هنری از زیر گروه های مختلف است.

تمام هنرهای زیبا، مربوط به زیرمجموعه عمومی هنرهای تجسمی هستند.
این هنرها شامل فعالیت هایی مانند طراحی، نقاشی، چاپ، مجسمه سازی
و فعالیت های مرتبط با آن از قبیل گرافیک، تذهیب، طراحی جلد کتاب، خوشنویسی و معماری هستند.

بله ، هم بصورت حضوری و هم بصورت آنلاین و غیرحضوری برگزار می کنیم برای اطلاعات بیشتر داخل سایت تصویرگران پویا اندیش شوید.

مونتاژ، کلاژ، چند رسانه ای، هنر مفهومی، هنر چیدمان یا اینستالیشن و هنرهای اجرا محور
یا نمایشی و هنرهای مبتنی بر فیلم از قبیل عکاسی، ویدئو و انیمیشن
و یا هر ترکیبی از این گروه از فعالیت ها و هنرهای مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته.

ین هنر شامل تمام قواعد لازم در نقاشی و مجسمه سازی بود.
قواعد مربوط به عناصری مانند موضوع اصلی، فرم، پیام، ترکیب بندی و رنگ، کاملا و به صورت دقیق تنظیم شده بودند.

هنرهای زیبا: یعنی، آثاری که صرفا به دلایل زیبایی شناختی ساخته شده اند
صنایع دستی: آثاری که با هدف سودمندی ساخته شده اند.

توسط دسته پایین تری از افرادی که کار صنایع دستی لانجام می دادند.
توجیه بسیار کمی برای این تمایز مطلق بین هنر و صنایع دستی، وجود داشت.

آخرین فرصت ثبت نام با هزینه های سال 99 برای دوره های آموزش آنلاین فقط تا پایان امسال - تماس : 05 05 58 22 - 28111110اینستاگرام پویا اندیش - کلیک کنید .
+